او تاکید می کند که کسی جرات ندارد که خود را در علم و عمل برتر از امامان شیعه بشمارد،در حالیکه پیامبر در شان آنها فرموده:« بر آنها پیشی نگیرید تا هلاک نشوید و بدان ها چیزی نیاموزید چرا که از شما دانا ترند»(50)
پذیرش موالات به این ترتیب،لازمهء اعتقاد به امامت است و به این امر باز می گردد که امور سیاسی،نه تنها از احکام عبادی کم اهمیت تر نیستند،بلکه دیگر ارکان،به آن وابسته اند.
نتیجه گیری:
نظریهء امامت شیعی،یکی از دو الگوی ایده آل اندیشهء سیاسی در اسلام است.این الگو علاوه بر آن،که نظام کلامی شیعه را بیان می کند،بیانگر تفکر سیاسی شیعه نیز هست.از نظر سیاسی،نظریهء امامت از دو دسته منابع قرآنی و روائی برای ارائهء تعالیم،جهت گیری ها،ارزش ها و تکالیف بهره می برد.ساختار نظریهء امامت در بر گیرندهء عناصر هفتگانهء:مفهوم امامت،وجوب امامت،وجوب عصمت امام،علم امام،امامت افضل،غیبت امام دوازدهم(عج)و وجوب موالات امام است.کارکرد های سیاسی عناصر فوق را می توان در چهار هدف ذیل خلاصه کرد:
1-نقد الگوی خلافت و در پی آن،عقاید اعتقادی اهل سنت که مبتنی بر نظریهء خلافت است.
2-اثبات خطای تاریخی و انحراف امت،در زندگی سیاسی پس از ارتحال پیامبر اسلام(ص)
3-تبیین الگوی ایده آل حکومت اسلامی و دفاع از مواضع تاریخی امامان شیعه.
4-ارائهء نظریهء امامت به عنوان راهنمائی از نظام سیاسی اسلامی به منظور بنیانگذاری زندگی سیاسی،قانونگذاری،بنیاد حکومت و...در عصر غیبت.
(برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب،از آوردن پی نوشت ها صرف نظر می شود.در صورت لزوم،قابل ارائه است).
پایان