تبليغاتX
عقل و دين - اکمال دین و اتمام نعمت : (قسمت چهارم و آخر) :
مسائل ديني و عقلي به زبان ساده

طرح سوال:

در اینجا این سوال پیش می آید که:اگر خداوند رسولش را از شرّکفار حفظ فرمود،پس آن همه آزار و

محنت که از کفار و از امت خود دید،چه بود؟!آیا جز این است که رسول خدا(ص)فرمود:«هرگز هیچ پیغمبری

 به مقدار او و مانند آزارهائی که من دیدم ندیده»؟همچنین این سوال پیش می آید که:این آیه می

 فرماید:«خداوند کفار را هدایت نمی کند»،خداوندی که خود تمامی وسایل هدایت را فراهم فرموده،آیا

معقول است همین خدای مهربان از طرفی به انبیای خود اصرار بورزد که بندگان مرا به خدایشان آشنا

کنید و از طرفی خودش بفرماید:«خداوند کفار را هدایت نمی کند»؟مگر اینکه حجت خالص بر آنها تمام

شود و آیا جز این است که ما به چشم خود می بینیم که خداوند کفار را یکی بعد از دیگری هدایت می کند؟!

جواب سوال اولی این است که خدای تعالی که فرموده:ان الله لا یهدی القوم الکافرین»«در حقیقت؛به

 جملهء«والله یعصمک من الناس»را این معنی که اطلاق آن را که شامل تمامی انواع محنت ها کرده

است،چه آنهائی که ممکن بود در مقابل تبلیغ این حکم ببیند و چه غیر آن.آزار هائی که در خصوص این

حکم و قبل از موفقیت به اجرای آن ممکن بود از دشمنان برسد یا به این بود که آن جناب را در حین تبلیغ

 این حکم به قتل برسانند و یا بر او شوریده،اوضاع را دگر گون سازند و یا اورا به باد تهمت هائی که باعث

ارتداد مردم است،گرفته و یا حیله ای به کار برند که این حکم را قبل از اینکه به مرحلهءعمل برسد،خفه

کرده و در گور کنند.

و اما جواب سوال دوم:باید دانست که مقصود از (کفر) در اینجا کفر در خصوص آیه ای است که متضمن

 حکم مورد بحث است؛حکمی که جملهء«ما انزل الیک من ربک:آنچه از پروردگارت به تو نازل شده»به آن

اشاره دارد؛کما اینکه در آیهء حج،مخالفان حج را کافر خوانده و فرموده:«و من کفر فان الله غنی عن

العالمین»نه کفری که به معنی استکبار از اصل دین و از اقرار به شهادتین است؛زیرا کفر به این معنی با

مورد آیه مناسبت ندارد؛بنابراین مراد از(هدایت)هم هدایت به راه راست نیست؛بلکه مراد هدایت به

 مقاصد شوم آنهاست و معنی اش این است که:«خداوند ابزار کار و اسباب موفقیت آنان را در دسترس

 شان قرار نمی دهد.» نظیر این آیه که می فرماید:«ان الله لا یهدی القوم الفاسقین:خداوند فاسقان را

هدایت نمی کند»(منافقین،6)و این آیه:«والله لا یهدی القوم الظالمین:خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی

 کند»(بقره،258)که معلوم است مراد از هدایت در این دو آیه،هدایت به فسق و ظلم است؛پس معنی آیه

این است که:خداوند آنها را مطلق العنان نمی گذارد تا هر لطمه که بخواهند به دین و به کلمهء حق وارد آورده،نوری را که از جانب خود نازل کرده،خاموشش کنند.

 

یک بحث روایتی:

 

در(تفسیر عیاشی)از ابن عباس و جابر ابن عبدالله روایت شده که گفته اند:خداوند پیامبرش را مامور کرد

که علی(ع) را به عنوان علمیت در بین مردم نصب کرده،مردم را به ولایت وی آگاهی دهد؛و از همین جهت

 رسول الله(ص) ترسید مردم متهمش ساخته و زبان به طعنش گشوده،بگویند:(در بین همهء مسلمانان

 علی را نامزد این منصب کرده است)؛ و لذا خداوند این آیه را فرو فرستاد:«یا ایها الرسول...»ناگزیر حضرت

در روز غدیر خم به امر ولایت عهدی علی(ع)قیام نمود.در همان کتاب از امام ابی جعفر(ع) روایت می کند

 وقتی که جبرئیل در حجة الوداع این آیه را آورد،رسول الله(ص) سه روز در انجام آن مکث کرد تا رسید به

جحفه؛و در این سه روز از ترس مردم دست علی را نگرفت و او را بالای دست خود بلند نکرد؛تا اینکه در

روز غدیر دستور داد بانگ نماز در داده،مردم را برای نماز دعوت کنند؛مردم هم اجتماع کردند و حضرت در

برابر ایشان قرار گرفته،فرمود:«چه کسی از خود شما به شما اولویت دارد؟»همه به بانگ بلند عرض

کردند:(خدا و رسول)؛آنگاه بار دیگر همین کلام را تکرار کرد و همه همان جواب را دادند؛بار سوم نیز همان

 را پرسید و همان جواب را شنید؛و سپس دست علی را گرفته،فرمود:هر که من مولای اویم،علی مولای

اوست.پروردگارا،دوستداران علی را دوست بدار و کسی را که با علی دشمنی کند،دشمن بدار؛یاری کن

 هر که را که به علی یاری دهد،و تنها بگذار کسی را که در موقع حاجت،علی را تنها بگذارد؛چون که علی

 از من است و من از علی هستم،و علی نسبت به من به منزلهء هارون است نسبت به موسی،با این تفاوت که پس از موسی پیغمبرانی بودند و پس از من پیغمبری نخواهد بود.

 

باز در همان کتاب از ابی الجارود از ابی جعفر(ع) روایت شده است که فرمود:وقتی خدای تعالی آیهء:«یا

ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک» را نازل فرمود؛رسول الله(ص) دست علی(ع) را گرفته،فرمود:«ای مردم،هیچ

 کدام از انبیائی که قبل از من مبعوث شدند،جز چنین نبودند که پس از مدتی زندگی،دعوت خدای را

 اجابت کرده،رخت به سرای دیگر کشیدند؛من نیز در این نزدیکی ها پذیرفتار آن دعوت خواهم شد و به

 سرای دیگر انتقال خواهم یافت.ای مردم،من به نوبهء خود مسئولم و شما هم به نوبهء خود مسئولید؛آن

 روزی که از شما بپرسند،حال مرا چه خواهید گفت؟»همگی عرض کردند:<ما شهادت می دهیم که تو

وظیفهء تبلیغی خود را انجام دادی و آنچه باید به ما برسانی،رسانیدی و خیرخواهی کردی و آنچه بر عهده

داشتی،انجام دادی.خداوند به بهترین جزائی که به مرسلین داده است،جزایت دهد.>آن حضرت به خدای

 خود عرض کرد:«پروردگارا،تو بر شهادت اینها شاهد باش.»آنگاه روی به مردم کرده فرمود:ای گروه

مسلمین که در اینجا حضور دارید،می باید غایبان را به ماجرا خبر دهید که من اینک به عموم مسلمانان

 روی زمین و گروندگان به دین اسلام وصیت می کنم به ولایت علی.با خبر باشید که ولایت علی،ولایت

من است و این عهدی است که خداوند به من سپرده بود و به من دستور داده بود که آن را به شما ابلاغ

کنم.آنگاه سه مرتبه فرمود:«آیا همه شنیدید؟»در آن میان یکی عرض کرد:<آری،به خوبی شنیدیم یا

 رسول الله.>

طبرسی در مجمع البیان می فرماید:سید ابو الحمد ما را خبر داد که حاکم ابوالقاسم حسکانی(به چند

واسطه)از امام صادق(ع)از پدران خود روایت کرد که وقتی رسول الله(ص)در روز غدیر خم علی(ع)را نصب

کرد،فرمود:«هر که من مولای اویم،اینکه علی ابن ابیطالب است،مولای اوست>؛و این مطلب پخش شد تا

 به گوش نعمان ابن حارث فهری رسید؛عرض کرد:<به ما دستور دادی به کلمهء لا اله الّا الله و اینکه تو

پیامبری شهادت دهیم؛دستور دادی جهاد و حج کنیم،نماز و روزه و زکات را به جا آریم؛به این همه اطاعت

اکتفا نکردی،تا اینکه این پسر را به سروری ما منصوب نموده،گفتی:هرکه من مولای اویم،علی مولای

 اوست.

حال بگو این مطلب از ناحیهء توست یا از ناحیهء خداست؟>حضرت فرمود:«سوگند به آن خدائی که جز او

معبودی نیست،این نیز از ناحیهء خداست.>نعمان ابن حارث رو به راه نهاد،در حالیکه می گفت:<خدایا اگر

 این مطلب حق و از جانب توست،سنگی از آسمان بر ما بباران.>خداوند هم سنگی بر سرش

کوبیده،هلاکش نمود و آیهء«سال سائل بعذاب واقع»را راجع به همین واقعه نازل فرمود.

همین مضمون را کلینی در کافی روایت کرده است و حافظ ابو نعیم در کتاب<نزول قرآن>حدیث زیر را با

حذف چند نفر از عطیه نقل کرده که گفت:این آیهء شریفه در بارهء علی(ع) نازل شد:«یا ایّها الرسول

بلّغ...»تا آخر؛و خدای تعالی نیز فرمود:«الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا».

 

ابو الحسن واحدی در کتاب اسباب النزول حدیثی از ابی سعید خدری آورده که او گفته آیهء«یا ایهاالرسول

بلّغ...»در روز غدیر خم و در بارهء علی(ع)نازل شده است.همین روایت را صاحب<فتح القدیر>از ابن ابی

 حاتم و ابن مردویه و ابن عساکر نقل کرده که آنان نیز آن را از ابی سعید خدری نقل کرده اند؛در <درّمنثور>نیز همین طور نقل شده است.

 

ُآنچه از اخبار در اینجا نقل شد،مختصری است از اخبار زیادی که دلالت دارد بر اینکه آیهء«یا ایّهاالرسول بلّغ

 ما انزل الیک من ربّک...»در بارهء علی(ع)در روز غدیر نازل شده است؛و اما حدیث غدیر یعنی فرمایشی

 را که رسول الله(ص)آن روز در بارهء علی(ع)فرمود،خود حدیثی است متواتر که هم از طرق شیعه و هم از

 طرق سنّت به بیشتر از صد طریق و از جمع کثیری از صحابه نقل شده است؛از آن جمله براء ابن

عازب،زید ابن ارقم،ابو ایّوب انصاری،عمر ابن خطاب،علی ابن ابیطالب(ع)،سلمان فارسی،ابوذر

غفاری،عمار ابن یاسر،بریده،سعد ابن ابی وقاص،عبدالله ابن عباس،ابوهریره،جابر ابن عبدالله،ابوسعید

خدری،انس ابن مالک،عمران ابن حصین،ابن ابی اوفی،سعدانه،همسر زید ابن ارقم.

به علاوه همهء امامان اهل بیت علیهم السلام بر صحت آن اجماع دارند؛مخصوصا علی(ع)در میدان کوفه

(رحبه)مردم را راجع به این حدیث سوگند داد که:«هر کس در غدیر خم حاضر بوده و آن را از رسول الله

(ص)شنیده،برخیزد و شهادت دهد.»جمع کثیری برخاستند و بر صحت آن واینکه در روز غدیر خم به گوش

خود از رسول الله(ص)شنیده اند،گواهی دادند.

(پایان قسمت چهارم و آخر.نقل از روزنامهء اطلاعات23و24دیماه85صفحهء شش)----- پایان.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 18:0  توسط كيوان  |